گرچه واژه ایمنی گله ای را بسیاری از ما  بعد از همه گیری ویروس کرونا شنیده ایم ولی به نظر می رسد حرکت گله ای و توده وار سرمایه گذاران ریشه ای به قدمت چند دهه داشته باشد.

 

اول دفتر

در سالهای بعد از انقلاب 1357 پدیده ای در اقتصاد ایران نمودار گردید که یک دهه بعد از آن با نام "سرمایه های سرگردان" یاد شد. این واژه که به زبان ساده به معنی ورود حجم زیادی از نقدینگی یا به زبان ساده، پول به بازارهای مختلف است، باعث ایجاد برهم خوردن تعادل عرضه و تقاضا و افزایش قیمت در آن بازارها می شود. مقصود از بازار در این مطلب و ادبیات بومی سرمایه گذاری، بازار سرمایه یا بورس، طلا به سرکردگی سکه، ارز به سرکردگی دلار آمریکا، مسکن و سود بانکی است.

بر اساس اطلاعات منتشر شده در فضای مجازی، بررسی بازدهی 40 ساله این بازارها در اقتصاد ایران نشان می دهد سکه و طلا با 24700 برابر بازدهی رتبه اول را دارد. همچنین بورس با 17500 برابر، مسکن با 12700 برابر، ارز با 3200 برابر و سود بانکی با 1500 برابر بازدهی، رتبه های بعدی را به خود اختصاص داده اند.

حال اگر افق بررسی را کوتاه مدت تر کنیم و مثلا بازدهی این بازارها را به تفکیک ده سال یا با تمرکز بر سالهای اخیر بررسی کنیم، طبعا بازدهی متفاوت خواهد شد. به نحوی که بر اساس گزارشی تحلیلی، بازدهی 7 ساله بورس ۳ برابر مسکن و ۵۰ درصد بیشتر از طلا ست. به این ترتیب بازار سرمایه بهترین بازار برای در امان ماندن از تورم تلقی شده است. نتایج بررسی‌‌ها نشان می‌دهد بازده دارایی‌‌ها در هفت سال اخیر به ترتیب؛ بورس ۱۵۹۰ درصد، طلا حدود ۹۷۷ درصد، دلار با رقم ۵۵۸ درصد و درنهایت مسکن با ۵۴۴ درصد بوده است. پس بین زمان (افق) سرمایه گذاری و میزان بازدهی مورد انتظار سرمایه گذاران  ارتباط تنگاتنگی وجود دارد که درمشاوره سرمایه گذاری و مدیریت ثروت بایستی مورد توجه قرار گیرد.

دلایل اقتصادی

به نظر می رسد یکی از دلایل بروز پدیده سرمایه های سرگردان در اقتصاد ایران، وجود تورم بالا و انتظارات تورمی باشد. دفتر مطالعات اقتصادی مركز پژوهشهای مجلس در گزارشی به نقش و پیامدهای تورم در ایران اشاره كرده و گفته است كه دلایل تورم در كشور اتكا به درآمدهای نفتی، عدم انضباط مالی دولت، بالا بودن هزینه‏های تولید در كشور، غیررقابتی بودن برخی تولیدات و قیمت‏گذاری نامناسب عنوان شده است. 

در این گزارش عنوان شده كه انتظارات تورمی نیز از دیگر دلایل تورم در كشور است. زیرا به دلیل سیاست‏های مربوط به قیمت‏گذاری كالاها و خدمات عمومی در پایان هر سال ( و در سالهای اخیر، در مقاطع مختلف فصلی و کوتاهتر) معمولا انتظارات تورمی در افراد جامعه شكل می‏گیرد به گونه‏ای كه همه افراد جامعه انتظار دارند كه قیمت‏ها مجددا افزایش یابد.

براساس این گزارش، رشد بالای جمعیت، تقاضای روزافزون، تولید محدود، نارسایی شبكه توزیع، نقش دلالان در افزایش قیمت‏ها و همچنین اجرای برخی سیاست‏های دولت در زمینه اشتغال‏زایی كه عملا در برداشت مكرر از حساب ذخیره ارزی و افزایش نقدینگی در كشور صورت می‏گیرد از دیگر دلایل افزایش و ریشه‏های تورم در كشور است. درست است كه در بررسی علل تورم باید به موارد فوق اشاره كرد، ولی مساله اینجاست كه تورم معلول تصمیمات اقتصادی و سیاسی در جامعه است. درواقع باید مشخص شود كه چرا كشوری با وجود منابع فراوان و ثروت طبیعی سرشار باید جزو ۵ كشور دارای تورم دورقمی باشد.

بررسی نیمرخ بازار سرمایه

بازار سرمایه و به زبان ساده تر بورس در طول 7 سال یعنی از سال 1392  تا به حال شاهد 18 موج مختلف بوده است. بررسی های دنیای اقتصاد نشان می دهد هر بارکه اشخاص حقیقی دارای سرمایه های سرگردان به بازار بورس روی آورده اند، موجی از افزایش قیمت سهام و بالارفتن قیمت بخش عمده ای از سهام شرکتهای مختلف و به اصطلاح حرکت توده ای را شادهد بوده ایم. بنابراین به طور متوسط در طول هفت سال اخیر هرپنج ماه یک بار بازار سهام با یک افت و خیز شدید و حرکت توده ای مواجه گردیده است. اما برخی از تحلیل گران، دلایل افزایش قیمتها و اقبال عمومی به بازار سرمایه بخصوص از زمستان پارسال و با اوج گرفتن  بیماری کوید 19 را موارد مختلفی می دانند که به تفکیک آنها را بررسی می کنیم:

بررسی کفه های عرضه و تقاضای سهام

برخی معتقدند دلایل اقبال عمومی به بازار سرمایه را باید در طرف عرضه سهام جستجو کرد و مهمترین دلیل آن را کسری بودجه دولت می دانند. این افراد معتقدند با افزایش فشار بازتحریم آمریکا و خروج آن از برجام، دولت ناچار شده با توجه به مشکلات فروش نفت، وصول وجه حاصل به کشور و فشادهای وارده آمریکا بر سیستم بانکی بین المللی، نگاهی به داخل داشته باشد. در نتیجه باعث شده دولت به جای تکیه بر بازارهای خارجی، توجه خود را بر تامین مالی داخلی، واگذاری سهام در شرکتهای دولتی و کسب درآمد از این محل بنماید. برخی بررسیها نشان می دهد، عایدات دولت از راه فروش سهام و اوراق بدهی در بازار سرمایه در طول چند ماه گذشته معادل وجوه حاصل از صادرات نفت می باشد.

برخی نیز معتقدند دلایل اقبال عمومی به بازار سرمایه را باید در طرف بازدهی بالاتر سهام در کنار ویژگیهای ذاتی بازار سهام نسبت به بازاری مثل مسکن و قابلیت نقد کردن سریع سرمایه گذاری  جستجو کرد. معمولا برای بررسی بازدهی بازار سرمایه در سطح کلان به شاخص کل سهام نگاه می شود. شاخص کل، نماگر اصلی بورس تهران است که سال‌ها به‌عنوان دماسنج تالار شیشه‌ای نقشی مهم در محاسبات سهامداران ایفا کرده؛ در حالی که این روزها برخی فعالان بازار سرمایه معتقدند شاخص کل هم‌وزن مبنایی منطقی‌تر برای ارزیابی وضعیت بازار سهام است. نگاهی به وضعیت سهام از ابتدای سال ۹۹ تاکنون از رشد ۲۰۶ درصدی شاخص کل در مقابل افزایش ۱۴۴ درصدی شاخص هم‌وزن حکایت دارد.

لازم به ذکر است برخی از صاحب نظران به استناد برنامه های دولت برای بورس و تزریق روحیه در کنار تزریق پول به شکل گیری یک دو قطبی بیم و امید اشاره کرده اند که برای آزمودن آن حداقل مدتی زمان لازم است.

بازار طلا

بر اساس تجارب و بررسی های گروه مشاوره مدیریت آراد، قیمت طلا در داخل کشور متاثر از نرخ جهانی طلا، نرخ برابری دلار آمریکا با ریال ایران و تغییرات در بازارهای موازی است. مثلا افزایش نرخ دلار موجب می شود سکه به عنوان شاخص بازار طلا نیز روندی افزایشی را طی کند.

بازار ارز ؟

به گفته یکی از تحلیلگران بازار ارز آنچه در بازار ارز اتفاق افتاده، مختص امروز نیست و ۳ سالی است که درگیر مشکلات بازار ارز هستیم. تحرکات بازار ارز در روزهای اخیر ناشی از توجه شدید بازار سرمایه و نیز ورود سرمایه های سرگردان به بازار ارز است. وقتی یکی از مسیل های یک رودخانه را ببندیم، طبیعتا جریان آب با فشار بیشتری وارد مسیل دیگر می شود و هیچ بعید نیست که سیلی به راه افتد. بنابراین طبیعی است که با ریزش بازار سرمایه، جریان نقدینگی به سمت خرید ارز آمده و بازار ارز را متلاطم کند وپدیده  کوچ سرمایه‌های سرگردان به بازار ارز اتفاق بیفتد.

نکته جالب تر آنست که ایشان، اطلاق واژه بازار برای معاملات ارزی را چندان صحیح نمی دانند. چون بازار، محل تلاقی عرضه و تقاضا است. در بازار ارز ما، طرف عرضه تقریبا قفل است و عرضه چندانی صورت نمی گیرد؛ سمت تقاضا هم فقط یک جریان سفته بازی و سوداگری است. پس اگر افسار بازار ارز از دست دولت خارج شود، به راحتی قابل کنترل نخواهد بود و الان هم باید نگران چنین شرایطی باشیم. بازار ارز رشد زیادی داشته و تحریم ها، بهانه مناسبی برای رشد بازار ارز نیست. دلیل اصلی جهش بازار ارز، ناکارآمدی مدیریت ذخایرارزی کشور است که می بایست به آنها نگاه استراتژیک داشتیم؛ اما متاسفانه با سیاست گذاری نادرست این بازار را دچار سوداگری کردیم.

این تحلیلگر ضمن انتقاد از قانونی بودن خرید و فروش ارز توسط مردم عادی اظهار کرده است: اصلا منطقی نیست که به مردم عادی امکان خرید ارز (حتی در حد سالانه هزار دلار) بدهیم. سیاست گذاران اقتصادی کشور گویا هنوز شرایط حاد کشور را در نکرده اند. با توجه به تحریم ها و محدودیت ورود منابع ارزی و مشکلات فروش نفت و... اقتصاد کشور تحت فشار حداکثری قرار دارد و سیاست گذاران باید بدانند آنچه در بازار ارز بین سوداگران دست به دست می شود، منابع ارزی استراتژیک است که به تاراج می رود. این نگرش هم که خرید ارز به میزان محدود توسط مردم عادی و سرمایه گذاران خرد، تاثیر بااهمیتی بر روند بازار ارز ندارد، نادرست است و فقط کافی است تصور کنید از جمعیت ۸۰ میلیون نفری کشور، چند درصدی قرار است در صف خرید ارز قرار بگیرند تا وخامت قضیه را درک کنید.

بازار مسکن

داشتن مسکن و سایه سر از زمانهای گذشته در فرهنگ ما ایرانیان جایگاه مهمی داشته است ولی بالا رفتن تب مسکن و تلاش برای داشتن بیش از یک واحد مسکونی باعث شده مسکن از جایگاه سایه سری  یا تجاری خود خارج شده و به یک کالای سرمایه ای تبدیل شود. طوری که توجه قانونگذار به وضع مالیات بر املاک مسکونی خالی جلب شده است.  یکی از صاحب نظران بازار مسکن معتقد است که اراده ای برای هدایت سرمایه های سرگردان وجود ندارد و سیاست گذاری ها در حوزه مسکن؛ به افزایش قیمت‌های بازار مسکن دامن زده است. منفی های بورس فرصتی برای سواستفاده برخی فعالان بازارهای موازی بود. آنهایی که رشد بازار سرمایه را علت تلاطم بازارهای موازی می دانستند، حالا بورس را قمارخانه نامیده اند و به مردم سیگنال خرید ملک می دهند. کار به جایی رسیده که حتی وعده بازدهی ۱۸۰۰ درصدی از سرمایه گذاری در املاک شمال کشور داده اند.

وی با توجه به ضرورت ایجاد تعادل در عرضه و تقاضای بازار مسکن ، اضافه می کند : تفاوت رفتاری در بازار مسکن با تفاوت رفتاری در بازارهای سرمایه، طلا و سایر بازارهای زودبازده در پروسه ساخت و تولید مسکن است. تولید مسکن پروسه ای زمان بر داشته و نوسانات کلان اقتصادی بر حوزه مسکن در بلند مدت آثار خود را نمایان می کند. به عبارتی اقتصاد مسکن یک اقتصاد خرد است و از اقتصاد کلان کشور تبعیت می کند. اگر اقتصاد کلان کشور به ثبات برسد بازارهای زود بازدهی همچون بازار سهام بازار ارز و طلا و غیره هم به تبعیت از اقتصاد کلان کشور، به ثبات می رسند. اما رفتار بازار مسکن رفتاری کاملاً متفاوت از بازارهای زودبازده بوده و عوامل متعددی بر قیمت املاک اثرگذار است که از مهم‌ترین عوامل می‌توان به قیمت زمین اشاره کرد. قطعاً قیمت زمین در تهران و نقاط دیگر کشور روستاها متفاوت است، اما باید پذیرفت که تاثیر نوسانات تورم هیچ تفاوتی بر قیمت زمین تهران با قیمت زمین سایر شهرها و نقاط کشور ندارد. به عنوان مثال اگر در اقتصاد کلان تورم ۳۰ درصدی داشته باشیم این تورم ۳۰ درصدی در حوزه املاک هم با یک فاصله زمانی خود را نشان خواهد داد.

وی می افزابد : البته علاوه بر تاثیر تورم بر قیمت املاک عامل اثرگذار دیگری هم وجود دارد عرضه و تقاضا هم تاثیر با اهمیتی بر قیمت زمین و سایر املاک دارد. به عبارتی برهم خوردن تعادل عرضه و تقاضا در بخش املاک هر منطقه می تواند قیمت املاک را در آن منطقه تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین اگر روند عرضه و تقاضا در بازار مسکن متعادل باشد، تورم مهمترین عامل اثر گذار بر قیمت املاک خواهد بود و قیمت املاک متناسب با تورم رشد خواهد کرد.

نحوه مدیریت کلان بازارها در ایران

ما در گروه مشاوره مدیریت آراد با بررسی کلیت دیدگاهها با سه نظریه درباره نحوه مدیریت بازارها در اقتصاد ایران مواجه گردیدیم.

برخی از صاحب نظران به دولت و نقش پررنگ آن در اقتصاد ایران می پردازند و می گویند دولت باید توجه خود را رفع موانع تولید و به عبارتی صاف کردن زمین بازی اقتصاد معطوف نماید تا سرمایه های کلان بجای آربیتراژ و استفاده از مازاد سود ناشی از خرید و فروش کالا و خدمات یا سپرده گذاری به سمت تولید اقلام مورد نیاز کشور هدایت شود.  

برخی نیز نگاه بخشی یا مقطعی به این مقوله دارند. مثلا برخی از مقامات محلی کشور بر لزوم جمع آوری سرمایه های سرگردان مردم در محل زندگی یا استان خود تاکید می کنند چنانکه مثلا مسئولی در استان کردستان می گوید: در استان افراد بومی صاحب سرمایه زیادی وجود دارند که سرمایه هایشان در دیگر استان‌ها است و باید تلاش بانک‌ها جلب نظر صاحبان سرمایه و قرار دادن سرمایه های آنان در خدمت تولید و اشتغال استان باشد.

برخی دیگر نیز نگاهی فرابخشی و کلان به موضوع دارند و معتقدند باید این سرمایه های سرگردان و کلان را به سمت پروژه‌های عظیم و فراملی همانند راه آهن شمال به جنوب، توسعه بنادر جنوب کشور و طرح های عظیم نفتی، برقی و آبی یعنی طرح های زیربنایی سوق داد. خلاصه آنکه هر نظریه، موافقان و مخالفان خود را دارد و این تفاوت دیدگاه، بخوبی عدم انسجام در برنامه ریزی کلان در هدایت سرمایه گردان را به تصویر می کشد.

کلام آخر

رییس کل بانک مرکزی پیش‌بینی کرده است که ثبات به بازار باز خواهد گشت. عبدالناصر همتی در یادداشتی در صفحه شخصی خود در فضای مجازی نوشت: وضعیت امروز بازارها در اقتصاد کشورمان حتما سخت‌تر از مرداد و شهریور ۹۷ نیست. در آن روزها با شروع و تشدید تحریم‌های آمریکا، بازارهای ارز، سکه و سایر دارایی‌ها به شدت به هم ریخت و نرخ دلار در بازار به رقم‌های بسیار بالا رسید. به گفته وی، با مدیریت بازارها و تدابیری که به کار گرفته شد، با وجود تمامی مشکلات در مدت دو سال گذشته، ثبات نسبی بازارها در نرخ‌های بسیار پایین‌تر ارز، برقرار و رشد اقتصاد غیرنفتی در اواخر سال ۹۸ مثبت شده است.

بنا به باور همتی، این روزها نیز به علت تداوم فشار حداکثری، شیوع ویروس کرونا و تعطیلی سه‌ماهه بسیاری از فعالیت‌ها و کاهش قیمت نفت و سایر فرآورده‌های نفتی، تهدیدات جدید آمریکا، انتظارات تورمی را بالا برده است. پیش‌بینی‌های بانک مرکزی از تورم یکسال آتی و تورم هدف  و برنامه های آن نیز اعلام شده است اما برای بررسی آثار این اقدامات هم زمان لازم است....

منابع متنوعی به شرح متن استفاده و سعی گردیده جامع ترین اطلاعات درباره بازارهای سرمایه گذاری در ایران مورد بررسی قرار گیرد.

لطفا نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

سپاس

آخرین بررسی: 24 شهریور 1399

ارسال نظرهای شما :

ارسال شده توسط نياز هراتي راد ۱۳۹۹/۰۷/۱۵ - ۰۸:۳۲

مقاله بسيار مفيد بود و تحليل هاي عالي داشت.

پاسخ مدیر: سپاس از شما