براساس گزارش ۲۰۲۶ فوربس بهترین شرکتهای مشاوره ی دنیا در ۲۸ حوزه صنعتی و تخصصی کدامند. آیا مرز بین فناوری و مشاوره در حال محو شدن است؟
دیباچه
گزارش ۲۰۲۶ فوربس درباره بهترین شرکتهای مشاوره، یک نکته مهم را آشکار میکند: فوربس درعمل «بهترین شرکت استراتژی» را رتبهبندی نکرده؛ بلکه وسعت و شدت توصیهشدن این شرکتها را در ۲۸ حوزه صنعتی و تخصصی سنجیده است. حدود ۹ هزار مشاور و مدیر/مشتری در این نظرسنجی شرکت کردهاند. از این زاویه، اکسنچر با ۲۷ امتیاز پنجستاره از ۲۸ حوزه اول شده، دیلویت با ۲۵، مکنزی با ۲۱ و BCG با ۱۹ حوزه پنجستاره بعد از آن قرار گرفتهاند.
پاسخ پرسش میلیون دلاری:
بنظرم اتفاق مهمتری پشت این جدول هست: مرز بین «شرکت فناوری» و «شرکت مشاوره» تقریباً در حال محو شدن است.
بمنظور بررسی دقیق تر، نگاهی به تک تک این شرکتها می اندازیم
اکسنچر Accenture : از استراتژی تا عملیات
اکسنچر نمونهی بسیار خوبی است. مزیتش دیگر صرفاً این نیست که به مدیرعامل بگوید «چه کار کنید»؛ میتواند از استراتژی وارد شود، فرایند و مدل عملیاتی را طراحی کند، داده ابری یا بربسترهوش مصنوعی بسازد، سیستم را یکپارچه کند و بعد حتی عملیات پیاده سازی آن را بر عهده بگیرد.
در دوران هوش مصنوعی این ویژگی اهمیت بیشتری پیدا کرده، چون مشکل بسیاری از شرکتها دیگر دسترسی به مدل هوش مصنوعی نیست؛ مشکل داده، سیستمهای قدیمی، جریان کاری و پذیرش سازمانی است. خود مدیر ارشد اکسنچر هم در گزارش فوربس دقیقاً روی همین نکته تأکید میکند: قرار دادن هوش مصنوعی روی زیرساخت و فرایند معیوب، صرفاً ناکارآمدی را اتوماتیک میکند.
نتایج مالی جدید اکسنچر هم این فرضیه را تأیید میکند. در نتایج سال مالی ۲۰۲۶، درآمد سالانه به حدود ۷۴.۲ میلیارد دلار رسیده و در فصل آخر، درآمد مشاوره حدود ۷٪ رشد کرده؛ بازار هم ظاهراً نگرانی قبلی درباره اینکه هوش مصنوعی الزاماً شرکتهای خدمات فناوری/مشاوره را حذف خواهد کرد، تعدیل کرده است.
شرکت خدمات مشاوره ای تاتا یا همان Tata Consultancy Services: تبدیل قابلیت فناوری به قابلیت سازمانی
در مورد تاتا هم اگر منظور Tata Consultancy Services (TCS) باشد، من ریشه فنی را مهم میدانم، اما عامل تعیینکنندهتر را توان تبدیل قابلیت فناوری به قابلیت سازمانی در مقیاس بسیار بزرگ میبینم. یعنی مزیت این جنس شرکتها صرفاً «مهندس زیاد داشتن» نیست؛ توانایی مستقر کردن فناوری در دهها کشور، اتصال آن به فرایندهای واقعی سازمان و سپس ادارهکردن آن است.
مکنزی McKinsey و بیسیجی BCG : حرکت معکوس
اما چرا مکنزی و بیسیجی از بخش بزرگی از مشاوران کلاسیک فاصله گرفتهاند؟
به نظرم اینجا پدیده تقریباً معکوس اکسنچر رخ داده است. اکسنچر از فناوری → مدیریت حرکت کرده؛ مککینزی و بیسیجی از استراتژی → فناوری/داده/اجرا حرکت کردهاند. در نتیجه هر دو گروه از دو سر متفاوت به یک نقطه نزدیک میشوند.
مککینزی و بیسیجی یک دارایی دارند که ساختنش بسیار دشوار است: دسترسی و اعتماد در سطح مدیرعامل/هیئتمدیره + برند + استعداد + دانش جهانی. وقتی این موتور با تحلیل، هوش مصنوعی، دیجیتال و اجرا ترکیب شود، فاصله آنها با یک شرکت مشاوره کلاسیک که عمدتاً گزارش/توصیه میفروشد زیاد میشود. جالب است که بیسیجی هم دیگر صرفاً یک خانه استراتژی سنتی نیست؛ فوربز نمونهای را ذکر میکند که بیسیجی برای فرودگاه دالاس فورتورث دو پلتفرم مبتنی بر هوش مصنوعی ساخته و آنها را تا مرحله پذیرش و تحویل به کارکنان پیش برده است.
تغییر پارادایم بازار
به بیان دیگر، بازار دارد از مدل قدیمی:
تحلیل ← توصیه ← ترک کردن
به سمت:
تشخیص ← طراحی ← ساخت ← پیادهسازی ← اداره/تحول
حرکت میکند.
و این تغییر توضیح میدهد چرا میانه بازار مشاوره تحت فشار است. در یک سر طیف، مککینزی/بیسیجی بابت قضاوت، دسترسی و حل مسئله در بالاترین سطح پاداش میگیرند؛ در سر دیگر اکسنچر/تاتا/دیلویت بابت توان اجرای تحول در مقیاس بزرگ ارزش ایجاد میکنند. بعبارت دیگر، شرکت مشاورهای جایگاه دشوارتری پیدا میکند که نه اعتبار فکری/برند گروه اول را دارد و نه موتور فناوری/توان اجرای گروه دوم را.
نکته جالب دیگر اینکه حتا خود گزارش فوربس شواهدی از فشار از پایین بازار نشان میدهد؛ بعضی مشتریان برای مسائل تخصصی به جای تیمهای بزرگ مشاوره سراغ متخصصان مستقل و شبکههایی مثل Malt میروند، چون سریعتر و با سربار کمتری قابل استفاده هستند. بنابراین بازار مشاوره در عمل از هر دو طرف در حال فشردهکردن حیطه ی مشاوره کلاسیک است.
اگر بخواهم همه اینها را در یک گزاره جمع کنم:
شرکت مشاوره آینده باحتمال زیاد یا باید «شرکت فناوری با قابلیت مدیریتی» باشد، یا «شرکت استراتژی با قابلیت فناوری و اجرا». فروختن توصیه های تئوری صرف یا همان Advice بهتنهایی مزیت رقابتی ضعیفتری شده است.
شاید جالبترین پرسش پسین این باشد که در عصر هوش مصنوعی عاملمحور کدام مدل مزیت بیشتری دارد: مدل اکسنچر/تاتا یا مکتب مکنزی/بیسیجی؟ پاسخ این پرسش میتواند سمت و سوی ساختار صنعت مشاوره تا ۲۰۳۰ را نشات دهد.
ترجمه: آقای دکتر پیمان دیانی با اندک تغییرات
ارسال نظرهای شما :