اسکار، بزرگترین رویداد سینمایی جهان، به تازگی به پایان رسید. اما آیا در دنیای کسب و کار هم می توان مثل یک کارگردان حرفه ای یک تیم جهانی تشکیل داد و به اهداف سازمانی جامه ی عمل پوشاند؟ 

اخیرا یکی از همکاران ما، ایده ی اسکار کسب و کار را مطرح کرد ولی جالب بود که با یک جستجوی ساده در اینترنت دریافتیم که  موسس یک سازمان هم این واژه را برای معرفی و تبلیغ کسب و کار خود بکار برده است! براستی، اگر این ایده ی جالب به تحقق بپیوندد که بتوان مثل صنعت سینما، شرکتهای دارای بهترین عملکرد را انتخاب کرد، به نظر شما، چه شرکتهایی برنده ی اسکار کسب و کار خواهند بود؟ پاسخ سایت معتبر inc  این است: شرکتهایی که بهترین تیم را دارند

عموما افراد دارای عملکرد عالی افکار مورد تحسین همگان هستند، خواه شخص مورد نظر، جیمز لوبورن، بسکتبالیست معروف  آمریکایی باشد یا جک ولش، مدیر عامل افسانه ای جنرال الکتریک یا آقای یویو ما نوازنده معروف چینی . معمولا موفقیت‌های فردی مورد توجه بسیار قرار می گیرند و مدیران همواره می‌خواهند سازمان خود را مملو از بازیگران درجه یک (اصطلاحا type A players) کنند. اینها افرادی هستند که فارغ التحصیل دانشگاه‌های معروف و معتبر و دارای رزومه ی کاری بسیار عالی و تاثیر گذار هستند.

حقیقت امر این است که بر اساس تحقیقات انجام یافته، امروزه کارهای با ارزش اغلب در تیم انجام می‌شوند.  البته همواره این طور نبوده است. مجله طبیعت (Nature)  یادآوری می‌کند که تا دهه ی 1920 میلادی بیشتر مقالات علمی فقط یک نویسنده داشتند ولی تا دهه ی 1950 داشتن دو نویسنده عادی شد و امروز تعداد نویسندگان هر مقاله ی علمی، به طور میانگین به چهار برابر آن زمان رسیده است.

طی سالیان گذشته، عملکرد انفرادی به کار تیمی تغییر یافته و امروزه دیگر برای حل مشکلات پیچیده الزاماً بهترین افراد  مورد نیازمند نیستند، بلکه بایستی بهترین تیم را داشت. این به معنای تغییر در نحوه ی ارزیابی، استخدام، مدیریت و آموزش کارکنان است. به بیان دیگر، موفقیت کسب و کارها در دنیای امروز مرهون موفقیت های تیم های کاری آنهاست و همانطور که می دانید، مهارتهای کار تیمی متفاوت از کار انفرادی است.

نکات زیر مواردی هستند که برای ساختن یک تیم عالی باید مد نظر قرار بگیرند.

1- تنوع( Diversity) - بسیاری از مدیران، افرادی را استخدام می کنند  که دارای سبک یا تیپ شخصیتی (type) خاصی باشند که معمولاً بسیار شبیه خودشان است. این امر ممکن است به مدیران آسایش یا آسودگی خیال بدهد ولی سازمان را قادر به حل مسائل کسب و کار نمی کند. در واقع، تحقیقات بسیاری نشان داده که تیم های متنوع، باهوش تر و خلاق ترند و حقایق را با موشکافی بیشتری بررسی می‌کنند. مشکل تیم های یک دست این است که ایده های کمتری امکان بروز پیدا می کنند. همچنین تعصبات کورکورانه جای حل مساله و یافتن راه حل مناسب را می گیرد. پس بجای دنبال راحتی و آسودگی خیال، باید محیطی بسازید که هر فرد انتظار به چالش کشیده شدن نظرات خود توسط دیگری را داشته باشد که دید متفاوت دارد، جور دیگری